تبلیغات
شهر فرنگ
نویسندگان

سلام تنها بهونه قشنگ زندگیم..

داشتم فکر می کردم..

عشق من دوست داری اینبار از چی برات بگم؟

دوست داری که از حسمون برات بگم؟؟

پس گوش کن

می دونی حسی که با تو بدست آوردم یه حس کاملا متفاوته

حسی نه از جنس زمین. آره یه حس آسمونی

می دونی چرا این رو می گم؟

آخه حس زمینی یه جور حس زودگذر و انزال پذیر

اما..

اما از حس تو چی بگم!!!

که من رو هر لحظه دیوونه تر و مشتاق تر به تو می کنه و امید به وصل هر لحظه بیشتر زبانه می کشه

ای مهربانم تو با صدایت مرا نوازش کردی تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود..

وقتی در آغوشت غرق محبت شدم به تو تکیه کردم و آرام شدم. تو تکیه گاه منی ، با تو بودن به من امید ماندن می دهد..

دستهایت آرامش بخش زندگی من است آرزوی من زندگی من عاشق شدن با عشق توست..

تو تنها بهانه ای برای زندگی کردن، من با تو عشق را می پرستم..

ای مهربان ترین ،می خواهمت و همواره در کنارت خواهم ماند. بدان بهشت چشمانت مرا به اوج آسمان می برد. من عاشقت هستم و تو را بی پایان دوست دارم. من صدای قلبت را می شنوم تنها بهونه ی زندگیم ، من گلها را با وجود پاک تو ، با عشق تو حس می کنم ، تو قلب ویرانگر مرا با عشقت آباد کردی. عشقم تو آمدی و بال پرواز من شدی..

می خواهم با تو نفس بکشم.می خواهم همه شب تا سحر نوازشی که با بوسه های زیبایت همراه است را بر گونه هایم احساس کنم ، می خواهم در آغوشت کنار قلب مهربانت باشم و آرام در گوشت جمله ی دوستت دارم را تکرار کنم. دوست داشتن و محبت را و بوسه های پر مهر را به تو هدیه کنم..

چشمان من بی قرار دیدن توست ، بی قرار معشوق و یه لحظه نگاه عاشقانه ات..

نازنینم زیبایی چشمانت آتش به چشمان من میزند و عشق تو را می خواند..

می خواهم احساس تو را حس کنم دست در دستان پرمهر تو را حس کنم..

می خواهم آرامشم را از تو بگیرم. من می خواهم با تو ، برای تو و تا ابد مال تو باشم ، تو همه ی وجود منی.

عروسکم می خواهم با عطر تن تو نفس بکشم می خواهم با تو زندگی کنم.عشق تو زندگی من است.

ای مهربانم تو تنها عشق منی کسی جز تو این قلب مرا آرام نمی کند.من عشق را در با تو بودن معنا می کنم ، وجود تو مرحم این قلب بی قرار من است وجود تو برایم خیلی مهم است.قسم به ستاره های آسمان اسم زیبای تو را در بهترین و زیباترین نقطه قلبم نوشتم.

ای نازنین لبانت را از خنده باز کن تا بتوانم عشق را در سرخی و قشنگی لبانت دریابم..

      به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را:

                 به یک لاله شاداب که نشسته لب کوه

                          به سرابی که نمایان بود در جام بلور

                                      به صفای گل سرخی که بخندد درباغ

                                                    یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟؟؟؟




طبقه بندی: عشقولانه،
[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ hasti ]
درباره وبلاگ

شهر،شهر فرنگه،از همه رنگه،بدو بدو بیا،هم فال هم تماشا
امار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
:. چت با مدیریت .:
کد وضعیت یاهو در وبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر