تبلیغات
شهر فرنگ
نویسندگان


چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل چاهی عمیق می افتند.

بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به آن دو گفتند: چاره ای نیست شما به زودی میمیرید.

دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام تلاششان کوشیدند تا از گودال بیرون بیایند.اما دائما قورباغه های دیگر به آنها میگفتند دست از تلاش بردارید چون نمی توانید خارج شوید.به زودی خواهید مرد.

بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم شد و به داخل گودال افتاد و مرد.اما قورباغه ی دیگر حداکثر توانش را برای بیرون آمدن به کار گرفت.بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش میکرد و بالاخره خارج شد.

وقتی خارج شد بقیه از او پرسیدند مگر صدای ما را نمی شنیدی؟؟؟؟؟؟

معلوم شد که قورباغه ناشنواست.او در تمام مدت فکر میکرده که بقیه او را تشویق به بیرن آمدن از چاه می کرده اند.




طبقه بندی: داستانک،
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ hasti ]
درباره وبلاگ

شهر،شهر فرنگه،از همه رنگه،بدو بدو بیا،هم فال هم تماشا
امار سایت

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
:. چت با مدیریت .:
کد وضعیت یاهو در وبلاگ

این صفحه را به اشتراک بگذارید


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر